مدت مطالعه: ۳ دقیقه + گالری تصاویر
داستان ردیابی فضاپیمای «اوریون» در ماموریت آرتمیس ۲ توسط باشگاه رادیوآماتوری «پنتر» در دانشگاه پیتسبورگ
باشگاه رادیوآماتوری «پنتر» (PARC) در دانشگاه پیتسبورگ، یک باشگاه معمولی نیست؛ این مجموعه بیش از ۱۱۱ سال قدمت داره و اولین لایسنس آزمایشی خودش رو با کالساین 8YI در سال ۱۹۱۵ (سال ۱۲۹۳ شمسی؛ خیلی قبلتر از تجاری شدن رادیوهای AM) دریافت کرده. دفتر این کلاب که بچهها بهش میگن “The Shack” (کلبه)، پر از بیسیم، کارتهای QSL و جایزههای مختلفه.
وقتی دانشجوها به این کلاب ملحق شدن، نهایت هیجانشون این بود که بیسیمها رو تعمیر کنن و با اپراتورهایی تو اون سر دنیا ارتباط بگیرن. اما امسال (آوریل ۲۰۲۶ – فروردین ۱۴۰۵) یه فرصت استثنایی و تکرارنشدنی پیش اومد: کمک به ناسا برای ردیابی فضاپیمای «اوریون» در ماموریت آرتمیس ۲ (Artemis II) تو مسیر رفت و برگشت به ماه!
از ارسال پروپوزال تا بیداری در ساعت ۴ صبح
ناسا میخواست ببینه آیا اساتید و دانشجوها میتونن با تجهیزات آماتوری (غیرنظامی و غیرتجاری) فضاپیمای اوریون رو ردیابی کنن یا نه.
ناسا از بین کل دانشگاهها، فقط ۸ موسسه آموزشی رو برای این ماموریت انتخاب کرد. پروفسور «جوآن مانفردی» (با کالساین NAØB)، استاد ریاضی و حامی کلاب میگه: «ما پروپوزال خودمون رو تو سپتامبر ۲۰۲۵ فرستادیم و تو نوامبر بهمون خبر دادن که قبول شده. اما چالش اصلی تازه شروع شده بود؛ باید تجهیزات رو جمع میکردیم و مطمئن میشدیم که میتونیم ارتباط برقرار کنیم.»
وظیفه اعضای باشگاه این بود که سیگنال کریر (Carrier Signal) فضاپیما رو پیدا و ردیابی کنن. معمولاً برای این کار به یه آنتن بشقابی ۹ متری نیاز هست! اما بچههای کلاب با کمک انجمن مهندسی برق دانشگاه، یه دیش ۱.۲ متری و یه رادیو نرمافزارمحور (SDR) تهیه کردن و حتی از هوش مصنوعی برای تحلیل دادهها کمک گرفتن. سباستین (رئیس کلاب) میگه: «این یه فرصت بینظیر بود که هم از هوش مصنوعی استفاده کنیم و هم از همون تکنولوژیهای آنالوگ جذابی که ما رو عاشق رادیوآماتوری کرده بود استفاده کنیم.»


چالشهای موقعیت مکانی و سرمای استخوانسوز
این عملیات دو تا چالش بزرگ داشت: اول اینکه به خاطر موقعیت جغرافیایی، تیم ردیابی مجبور بود هر روز بین ساعت ۴ تا ۶ صبح روی پشتبوم دانشکده باشه. دوم اینکه چون تو نیمکره شمالی بودن، برای دریافت سیگنال فقط یه پنجره (زاویه دید) ۲۰ درجهای داشتن.
پنج نفر از اعضای باشگاه تو سرمای هوا به نوبت شیفت وایسادن، دیش و آنتن رو تنظیم کردن و در نهایت تونستن تو روزهای دوم و چهارم ماموریت، سیگنال فضاپیما رو با موفقیت دریافت و ضبط کنن.



رادیوآماتوری؛ اولین شبکه اجتماعی تاریخ!
بچههای این کلاب معمولاً از بچگی عاشق باز و بسته کردن وسایل بودن. مثلاً سباستین تو دوران کرونا کل شبکه مجازی مدرسهاش رو راه انداخته بود و جیکوب هم از دوران پیشاهنگی گواهینامه رادیوآماتوریش رو گرفته بود. وقتی اومدن دانشگاه و چشمشون به تجهیزات کلاب افتاد، دوباره اون عشق قدیمی تو وجودشون زنده شد.
پروفسور مانفردی هم داستان مشابهی داره. اون تو اسپانیا بزرگ شده و پدرش شبا وسایل الکترونیکی تعمیر میکرده. وقتی برای تحصیل اومد آمریکا، با دیدن آنتنهای کلاب رادیویی دانشگاه، یه راست رفت همونجا و موندگار شد.
تو دنیای رادیوآماتوری هیچوقت حرفی از سیاست یا مسائل حاشیهدار نیست؛ آدمها فقط درباره رادیو، تکنولوژی و حتی غذاهای محلیشون حرف میزنن! حالا بچههای دانشگاه پیتسبورگ یه موضوع خیلی خفنتر برای تعریف کردن دارن: ردیابی فضاپیمای ناسا!
پروفسور مانفردی در آخر یه جمله بینظیر میگه:
«واکنش بچهها به این فرصت فوقالعاده بود! ۲۰ سال دیگه، شاید یادشون نیاد چه کسی تو دانشگاه بهشون حسابان و ریاضی درس داده، اما شبهای سرد و بیدار موندنهای ساعت ۴ صبح روی پشتبوم برای ردیابی یه فضاپیما رو هرگز فراموش نمیکنن.»




همه چیز درمورد فضاپیمای «اوریون» و ماموریت آرتمیس ۲ (Artemis II) !!


آورین..آورین..جالب بود.🙂