دورهمیهایی برای کسایی که میخوان فراتر از مرزها بشنون!
مدت مطالعه: ۱ دقیقه
چند سال بود که به عنوان عاشقهای بیسیم و رادیوآماتوری، حس میکردیم تو این شهر بزرگ خیلی تنهاییم. شبها پای تجهیزات مینشستیم، به صدای خشخش نویزها گوش میدادیم و با خودمون فکر میکردیم: «یعنی تو این شهر درندشت، افراد دیگهای هم هستن که مثل ما از پیدا کردن یه سیگنال جدید هیجانزده بشن؟»
ایده دورهمیهای «کیهان» دقیقاً یه جایی وسط همون تنهاییها و فرکانسهای بیجواب جرقه خورد. دلمون میخواست از کنج اتاقمون بیایم بیرون، آدمایی که فرکانس ذهنیشون با ما یکیه رو پیدا کنیم و یه جامعه بسازیم. از طرفی، میخواستیم به اونایی که هنوز نمیدونن، نشون بدیم که پشت این آنتنها و تجهیزات، چه دنیای جذاب، علمی و پر راز و رمزی وجود داره.
بالاخره دل رو زدیم به دریا. اولین دورهمیمون پاییز ۱۴۰۴ تو کافه کتاب «ماجرا» تو خیابون سناباد برگزار شد. یادمه روز اول با کلی استرس منتظر بودیم ببینیم اصلاً کسی میاد یا نه. اون جلسه فقط یه جمع نقلیِ ۱۰ نفره بودیم، اما همون چشمهای مشتاق و حرفهای مشترک کافی بود تا بفهمیم مسیر رو درست اومدیم.
کمکم خبرها پیچید و این جمع بزرگتر شد. کار به جایی رسید که تو بعضی دورهمیها بیشتر از ۴۰ نفر دور هم جمع میشدیم! تصور کنید؛ یه گوشه کافه پر از آدمهایی بود که با هیجان داشتن درباره ساخت آنتن، دیکود کردن تصاویر ماهوارهای و ارتباط بدون اینترنت حرف میزدن. البته با توجه به برنامهها و روزهای مختلف، تعداد بچهها بالا و پایین میشد؛ یه سری چهرهها شدن پای ثابت و رفیق همیشگیِ هم، یه سریها رو هم فقط همون یک بار دیدیم، اما همون یک بار هم برامون ارزشمند بود.
مسیرمون خیلی شیرین بود، اما همیشه همهچیز روی غلتک نبود. از اواخر سال ۱۴۰۴ تا چند ماه بخاطر قطعی اینترنت و بسته بودن کافهها شرایط طوری پیش رفت که مجبور شدیم ترمز دستی رو بکشیم. وقفههایی تو کار افتاد و دورهمیهای حضوری رو موقتاً کنسل کردیم.
تو اون روزهای سکوت، بچههایی که واقعاً عاشق رادیوآماتوری بودن، ارتباطشون رو هرطور بود حفظ کردن تا این رشته پاره نشه. ولی خب، دلتنگی برای دورهمیها سر جاش بود و بهخاطر برگزار نشدن جلسات، شانس پیدا کردن دوستان جدید و گسترش شبکهمون رو برای مدتی از دست دادیم.
اما حالا دوباره برگشتیم. با همه این افتوخیزها، هدف اصلی ما تو «کیهان» حتی یک درجه هم تغییر نکرده: اینکه دور هم جمع بشیم، با هم رفاقت کنیم، دانشمون رو بیمنت به اشتراک بذاریم و نذاریم هیچکس تو مسیر علاقهاش احساس تنهایی کنه.
دورهمیهای ما الان پر از هیجانِ کشف کردن و کارهای علمی مشترکه؛ جایی که رفاقتها با موج و فرکانس گره میخوره و با هم یاد میگیریم چطور مرزهای ارتباط رو جابهجا کنیم. اینجا کسی تنها نیست؛ ما با هم یه شبکهایم…




